شمس الدين محمد بن محمود آملي
165
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
بر او ريزند و شبى تا روز در آتش سركين نهند و چون بيرون آرند گداخته باشد از براى وقت حاجت نگاه دارد . وجهى ديگر بستانند كماه خشك و بجوشانند تا مهرا شود پس طلقرا صفايح كنند و آن آب بر او ريزند منحل شود : وجهى ديگر اگر طلق را در بوته نهند و نفخ كنند تا همچون آتش شود پس مازو را بكوبند و برو ريزند منحل شود . وجهى ديگر برنج را در آب بسيار بپزند تا مهرى شود پس آن را بپالايند و صافى كنند و در آبگينه ريزند و چهلروز در آفتاب بياويزند كه آن سركه بس عجب شود ، پس هر وقت كه خواهند طلق را حل كنند در قدحى كنند و آن سركه بر آن ريزند و سه روز بگذارند منحل گردد و همچون آب روان شود . صفت تكليس اگر خواهند چيزيرا مكلس كنند او را به نوشادر و سركه زنگارى كرده يا به چيزهاى سوزنده همچون نمك و نوشادر و گوگرد بسوزانند تا سحق پذيرد و سيماب در وى آميزند . پس آن را تصعيد كنند تا سيماب از او جدا شود و همچنين چند نوبت همين عمل كنند تا آنچه ازو باقى ماند همچون ذرورى شود و او را جسد مكلس خوانند . پس اگر براى نقره بود آن را نمك آب مقطر دهند و مىسايند و در تون مىنهند و باز ميسايند تا بغايت نرم شود . و اگر براى زر بود آبهاى زاجات مىدهند يا آب گوگرد سرخ و با روغن بيضه پياپى تشويه ميكنند تا سرخ گردد . و چون ذرورى شود صفت تحليل چيزها آسانترين طرقى در تحليل آنست كه طبيعت عقاقير را با چيزهائى گردانند كه به جوهر خود انحلال پذيرد هم چون نمك و زاج و قويترين همه نوشادر است .